عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

97

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

تأهّل را بر تجرد برگزيده بودند واز فرزندان آن دو اخبارى در دست است . يكى از نوادگان ابن فارض - شيخ على كسى است كه ديوان ارجمند أو را جمع‌آورى نمود وپيش از پيدا كردن قصيدهء يائيه أو بجهت محافظت از شش بيت باقي ماندهء همان قصيدة ، منظومه‌اى ديگر ساخت وآن ابيات را در صدر آن نهاد . « 1 » از دختر قونوى - كه سكينه نام داشت - نيز ذكرى در وصيتنامهء أو به ميان آمده است . « 2 » با توجّه به اين طرز نگاه اساتيد ومشايخ كاشاني به مسألهء ازدواج ، بدون شك مىتوان به ديدگاه عبد الرزاق نسبت به اين مطلب آگاهى يافت . توجّه به اين كه آثار مختلف شيخ أكبر ونيز عوارف المعارف بهترين تفسير از انديشه‌هاى علمي وسلوك عملي خانقاهى را ترسيم نمودند واز ديدگاه كساني همچون أو بدرستى شايسته اعتماد بودند نمىتوان كاشاني را متأثّر از ديدگاه پيشينيانى همچون رابعه دانست وأو را در شمار مجرّدان قلمداد نمود ، أرادت أو به گروهى از همين پيشينيان متأهّل همچون بايزيد بسطامى وأحمد بن أبي الحوارى - كه در واقع در محضر همسرش قواعد سلوك را فرا گرفت - نيز مؤيّد همين مطلب است . جز اين قرينه ، گواهى ديگر نيز در دست داريم كه هم ازدواج عبد الرزاق را تأييد مىنمايد وهم از يكى از فرزندان أو خبر مىدهد . وآن پىنوشت نسخه‌اى نفيس وعتيق از اصطلاحات الصوفية اوست كه - همان گونه كه پيش از اين نيز ديديم - كاتب در آن خود را « الفقير ابن المصنّف محمّد بن عبد الرزّاق الكاشي » معرفى مىنمايد « 3 » . بنا بر اين مىتوان كاشاني را در شمار صوفيانى كه نگاهى واقع‌بينانه به انسان ونيازهاى گوناگونش داشتند قلمداد نمود . با اين همه از بازماندگان أو جز همين محمد فرزند ديگرى را نمىشناسيم ودربارهء أو هم هيچ نمىدانيم ، تنها خبري كه - به گواهى همين نسخه - از أو داريم اين است

--> ( 1 ) . بنگريد : جلاء الغامض في شرح ديوان ابن الفارض ص 236 . ( 2 ) . بنگريد : « وصيّة الشيخ صدر الدّين عند الوفاة » ص 26 . اين وصيت وصيت‌نامه در مقدمهء فكوك از همو بطبع رسيده است . ( 3 ) . توضيح بيشتر پيرامون اين نسخه - كه به أستاذ علّامه حضرت آية اللّه آقاى حاج سيد محمّد على روضاتى حفظه اللّه تعالى تعلّق دارد - را در فصل « آثار كاشاني » آورده‌ام .